ابزار رایگان وبلاگ

تصویر ثابت

هنرمند بهایی
هنرمند بهایی
مخمس شیخ بهایی » دیوان اشعار مستزاد » جستجو کنید. | مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک سیدعبدالحسین مختاباد » تمنای وصال » تمنای وصال شهرام ناظری » کنسرت موسیقی اساتید ایران » تمنای وصال مسعود جاهد » زلف » تمنا اینجا کلیک کنید. اینجا کلیک کنید. این غزل را خیلی از شعرا تضمین کرده اند و من هم راستی که چه سایت زیبائی دارید خواننده از دیدن آن خسته نمیشود با احترام و ارادت 👆☹ بهر حال چهخوب بود که نام خیال هم ذکر میشد و چرا مخمس رت بصورت ۵ خطی که مصرع دوم شعر اصلی بشورت تکی در ریر هر بند میاآید مرقوم نفرموده اید — با تشکر از شما و اطلاعات ارزشمندتان، چینش ابیات شعر تصحیح شد. 👆☹ مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو — با تشکر از شما، کلمه‌ی جاافتاده اضافه شد. 👆☹ حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار با تشکر، در صورتی که پیشنهادتان مستند است (و از روی ترتیب منطقی معنایی اینطور به ذهنتان نرسیده) بفرمایید تا تصحیح اعمال شود. 👆☹ 👆☹ 👆☹ در واقع “مخمس” ویژگى این “مسمط” است و نه قالب شعرى مستقل 👆☹ دیوانه( نیم) من که روم خانه به خانه 👆☹ عزیزان به مفهوم شعر توجه کنیم من که حالم دگرگون شد چه عظیم مردانی بودند. 👆☹ 👆☹ 👆☹ جالب است که به عمق و معنی و شعوری که در محتوای شعر نهفته است توجه نمیکنند و برایشان مهم نیست و آنچه که مهم است صنعت شعر است، در واقع اینان مغز گردو را رها کرده و به دور انداخته اند و پوسته آنرا مزه میکنند. در ثانی چه کسی گفته که ابطاء از مصدایق سستی شعر است، شعر بایستی دلنشین، خوش آهنگ و برگرفته از شعور باشد نه آنکه گوینده آن بخواهد کمبود اندیشه خویش را با بضاعت صنایع شعری خوn جبران نماید . بسیاری از غزلیات پخته “حافظ”، “مولانا” و سعدی دارای تکرار قوافی هستند، برای مثال: «هرچند بردی آبم روی از درت نتابم / جور از حبیب خوشتر کز مدعی حمایت ….. چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی / جانا روا نباشد خونریز را حمایت» “حافظ” و یا از آن موثق تر این غزل دلنشین، بازهم از “حافظ”: «دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد / گفتا شراب نوش و غم دل ببر زیاد گفتم به باد میدهدم باده ننگ و نام / گفتا قبول کن و هرچه باد باد سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست / گو بهر این معامله غمگین مباش و شاد بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ / در معرضی که تخت سلیمان رود به باد حافظ گوید ز پند حکیمان ملامت است / کوته کنیم قصّه که عمرت دراز باد» همانطور که ماهده مینمائید “حافظ” هم چون “خیالی” سه بار قافیه “باد” را در یک غزل کوتاه تکرار کرده و دوبار آنهم متوالی است و غزل هم به هیچ عنوان سست و ضعیف نیست. 👆☹ 👆☹ از ذست اندر کاران سپاسگزارم و برایشان آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارم 👆☹ http://www.youtube.com/watch?v=qgLHX4URJZE&list=PLK1BhBDEsDBjZD81BZNutlWnEW9c4jF8z 👆☹ در مصرع های دهم و پانزدهم “خانه بخانه” و “صاحب خانه” کلمه “خانه” ردیف است نه قافیه. و در مصرع های دهم و بیست و پنجم عبارت “خانه به خانه” ردیف است و قافیه ها “می طلبم” و “من که روم” هستند. البته چنین بدعت هایی در شعر فارسی رایج نیست و به نظر من همین به ظرافت آن می افزاید. 👆☹ در ارتباط با این سروده زیبا باید بگم که یک بیت از ان حذف گردیده که سالها پیش استاد سعید نفیسی بصورت دست نوشته این بیت را بر کتابی نگارش نموده اند که بدین ترتیب میباشد: امید بهایی به وفور کرم توست نه از عمل خویش و نه از اهل زمانه و همچنین در سالهای ۱۳۳۲ اوازی از حسن گلنراقی منتشر گردید که شعر اواز ان این سروده زیبا بود و در ان این بیت گمگشته نیز توسط ایشان اجرا میشود که در صورت نیاز همراهان سایت میتوانم لینک انرا در اختیار دوستان قرار دهم برقرار و پیروز باشید 👆☹ این مصرع از شاعر مهجور خواجو کرمانی است 👆☹ 👆☹ حقیر در مورد اثار ادبی حضرت شیخ بهائی مطالبی قابل عرض دارم منظومه یی به وزن و سیاق و روش و حتی به لحن و زبان خاص مثنوی جلال الدین محمد بلخی مولوی معروف به رومی که در هیچ یک از ماخذ و تراجم ذکری از ان و اندک اشاره ای بدان نیست . این منظومه شامل ۱۴۳۴ بیت است که در منتهای دل انگیزی به همان سبک خاص سروده و در کمال شباهت به گفتار جلال الدین محمد است و گمان ندارم کسی توانسته باشد تاکنون بدین خوبی از ان سبک خاص پیروی کند و در منتهای صراحت در ان سخن رانده و مضامین عارفانه ی دقیق دل نشین را در ان کمال خوبی پرورانده و کسی تاکنون در زبان فارسی بدین اشکاری سخن منظوم نسروده و حقایق زندگی را بدین درجه از صراحت نگفته است و شاید به همین جهت است که خود ان را انتشار نداده و تا بدین پایه این منظومه که یکی از بهترین اثار نظمی عرفای ایران است گمنام و نایاب مانده است .اگر در سه جای این منظومه تخلص خود را نیاورده بود ممکن نبود کسی تصور کند از بهائی است . ظاهرا این یگانه نسخه که از این کتاب سراغ دارم از اغاز افتادگی دارد زیرا که حمد و نعت و خطبه یی که معمول شعرا در این گونه اثار است در ان نیست و بدین بیت اغاز می شود گر شما را غفلت و الایش است پیش ما هم رحمت و بخشایش است و نیز ظاهرا از پایان ان چیزی افتاده یا ان که مجال نکرده است به پایان رساند و ناتمام گذاشته چنان که از اشعار ان پیداست از اثار پختگی تمام پایان زندگی او است. اصل مضمون این منظومه داستانی است که شاهی طوطی یی داشته و ان را بسیار گرامی می شمرده و برای ان که طوطی بیناتر و داناتر شود و از مردم کشور او را خبر رساند با دل سوزی تمام او را از خود دور کرده و به سفر در جزیره یی نزد دانش مندی فرستاده است که جهان گردیده و جهان دیده شود و او را از ان چه بیند اگاه کند . بیت اخر این نسخه این است لوح دوران شد تهی از نقش حق ای تو دفتردار برگردان ورق 👆☹ 👆☹ ای مرکز دایره ی امکان / وی زبده ی عالم کون و مکان و این مثنوی شامل ۱۴۱ بیت است . 👆☹ 👆☹ پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش است . حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید . سرهایی دارم اندر زیرو بم فاش اگر گویم جهان برهم زنم حیف است حدیث عشق مختوم شود حیف است که سر سر مکتوم شود من العبد مجتبی خراسانی غفرالله لی و لکم 👆☹ خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی اغراق نیست (توضیحی پیرامون اغراق: احتمال دارد عقل بپذیرد عرف نپذیرد. غلو: نه عقل می پذیرد و نه عرف. مبالغه: هم عقل می پذیرد و هم عرف) اگر بر سردر جهان نوشته شود. ورق باطن انسان است. نباید همانند چرک نویس خط خطی شود. شک نیست که این همه مرقومات ما را در مزاج قابلیت او تاثیری بی نهایت خواهد بود و محتاج به تادیبی فوق غایت نخواهد شد. والسلام خیر ختام 👆☹ اصل غزل از خیالی بخارایی شاعر قرن نهم است. انچه که در خود دیوان خیالی چاپ شده است این تعداد ابیات است: ای تیر غمت را دل عشاق نشانه خلقی به تو مشغول و تو غایب ز میانه گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه هر کس به زبانی سخن عشق تو راند عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه افسون دل افسانه ی عشق است وگرنه باقی به جمالت که فسون است و فسانه تقصیر خیالی به امید کرم توست باری چو گنه را به از این نیست بهانه دیوان خیالی بخارایی ص ۲۴۰ به تصحیح دولت ابادی همان گونه که مشاهده می شود اصل غزل شورانگیز و اتشناک و دلبرانه است اما شورانگیزتر این که در تنور شاعرانه و جوشان و پر احساس شیخ به طرزی بسیار هنرمندانه و لطیف تخمیس شده است. در واقع اشتهار و معروفیت فراوان این غزل به دلیل تضمین عارفانه و دلنشین و در عین حال استوار و پخته شیخ بهائی است که از این غزل به عمل اورده و ان را جذاب تر کرده است. بحمدالله تعالی والسلام 👆☹ مزا در پی این که کیست حریف چرا که منزل ما هست این زمین زمین ارزنیست در کائنات ، همین به وجبی کرد خدا را ، دین بندگان بهایی را گفت که چیست رمز آن … … 👆☹ 👆☹ 👆☹ 👆☹ هرچند بردی آبم روی از درت نتابم / جور از حبیب خوشتر کز مدعی حمایت تا جایی که من خواندم در کتاب های درسی که قبلا این شعر در کتاب ادبیات سال چهارم بود ولی حذفش کردن، و در نسخه های متعدد دیوان حافظ بیت به این صورت است: هرچند بردی آبم روی از درت نتابم / جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت 👆☹ یه هر حال از گنجور ممنونم و از دوستانی که اطلاعاتشونو به اشتراک گذاشته بودن و با دقت و ظرافت هم درون شعرو درک کرده بودن هم صنایع رو، عمیقا سپاسگزاری میکنم 👆☹ 👆☹ ای آذر عشقت به دل و جان چو زبانه ای قصه ی وصلت شده برتر ز فسانه ای تیر غمت را دل عشاق نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه 👆☹ ای آذر عشقت به دل و جان چو زبانه ای قصه ی وصلت شده برتر ز فسانه ای تیر غمت را دل عشاق نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه گه طفل ره عشق تو ،گه هادی و مرشد گه مومنت ای یارم و گه کافر و ملحد گه ناله کنان باشم و گه شاکر و حامد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه یاد تو ز هر جان و دلی درد بشوید از بارش رحمت ز تو هر خار بروید مرغ دل عاشق زفراق تو چو موید هر کس به طریقی صفت حمد تو گوید بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه ساقی زپی ساغر و من مست تو ای یار عاصی زپی توبه و من خوارِ گنهکار شافی به برم باشد و من زارم و بیمار حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار او خانه همی جوید و من صاحب خانه مقصود زهر ندبه ی حنانه توئی تو مقصود زهر نعره ی مستانه توئی تو مقصود زهر ساغر و پیمانه توئی تو مقصود من از کعبه و بتخانه توئی تو مقصود توئی کعبه و بتخانه بهانه یحیای صفت یار سر دار توان دید موسای دل از عشق به ره نار توان دید در نار خلیلی شو که گلزار توان دید چون در همه جا عکس رخ یار توان دید دیوانه نیم من که روم خانه به خانه چون دوستی آل پیمبر حرم توست وز عفو گناهان همه زیر قلم توست چشم طمعم دوخته بر بیش و کم توست زیرا که گنه را به ازین نیست بهانه (تقدیم به پیشگاه حضرت صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف)سال سرایش:یکهزاروسیصدوهفتادوچهارخورشیدی”۱۳۷۴″ 👆☹ ای آنکه یم عشق تو را نیست کرانه …… مصرع ماقبل آخر از قلم افتاده که بدین وصل اصلاح میشود: “تقصیر دل و جان به امید کرم تست” زیرا که گنه را به ازین نیست بهانه “با سپاس” 👆☹ 👆☹ از خیل رفیقان ره و از خدم توست از بس که نوشته است بهر حوزه رساله گوئی که به دستان عزیزش قلم توست در روز جزا نیست ورا هیچ هراسی امید وی از عاطفت دم به دم توست هر چند که معصوم نبود آن شه انور زینهار گناهش به امید کرم توست یعنی که گنه را به از این نیست بهانه 👆☹ یامَنْ بِمُحَیّاهُ جَلَی‌ الْکَوْنَ وَزانَهْ الْعالَمُ فی‌ الْحَیْرَةِ لا یُدْرِکُ شانَهُ أخْفاکَ ظُهورٌ لَکَ عَنْهُمْ وَ أبانَهْ ای‌ تیر غمت‌ را دل‌ عشّاق‌ نشانه‌ عالم‌ به‌ تو مشغول‌ و تو غائب‌ ز میانه‌ إیّاکَ تَطَلَّبْتُ وَ ذِکْراکَ هَوَیْتُ مِن‌ کُلِّ حَدیثٍ بِأسانیدَ رَوَیْتُ إنْ کانَ إلَی‌ الْکَعْبَةِ وَ الْبَیْتِأتَیْتُ مقصود من‌ از کعبه‌ و بتخانه‌ توئی‌ تو مقصود توئی‌ کعبه‌ و بتخانه‌ بهانه‌ إنْ فی‌ عَرَفاتٍ وَ مِناها جَسَدی‌ دارْ مَشْعَرِها ما لِسِواکَ خَلَدی‌ دارْ مَنْ مِثْلیَ مَنْ حَجَّ إلَی‌ الْکَعْبَةِ وَالدّارْ حاجی‌ به‌ ره‌ کعبه‌ و من‌ طالب‌ دیدار او خانه‌ همی‌ جوید و من‌ صاحب‌ خانه‌ قَدْ کَلَّ لِسانی‌ صِفَةُ الدّارِ بِتَجْریدْ فی‌ فَضْلِ صِفاتٍ وَ لَقَدْ طالَ بِتَحْمیدْ مِن‌ مُقْلَةِ قَلْبی‌ فَأَرَی‌ نورَکَ تَوْحیدْ چون‌ در همه‌جا عکس‌ رخ‌ یار توان‌ دید دیوانه‌ منم‌ من‌ که‌ روم‌ خانه‌ به‌ خانه‌ لا مَطْلَبَ إلاّ وَ بِأَیْدیکَ مُشَیَّدْ لا مُفْضِلَ إلاّ وَ بِنُعْماکَ مُقَیَّدْ لا مُفْضِلَ إیّاکَ وَ لا غَیْرَکَ ذُالْیَدْ هر کس‌ به‌ زبانی‌ صفت‌ حمد تو گوید بلبل‌ به‌ نوا خوانی‌ و قمری‌ به‌ ترانه‌ لا مَطْلَبَ لی‌ غَیْرُکَ لا وَ الَّذی‌ یوجِدْ إنْ اُتْهِمُ أوْ اُشْـِمُ أوْ اُعْرِقُ اُنْجِدْ لِلْفَوْزِ إلَی‌ وَصْلِکَ یا مَنْ هُوَ مُنْجِدْ گه‌ معتکف‌ دیرم‌ و گه‌ ساکن‌ مسجد یعنی‌ که‌ تو را می‌طلبم‌ خانه‌ به‌ خانه 👆☹ 👆☹ 👆☹ 👆☹ 👆☹ 👆☹ 👆☹ . https://youtu.be/Bb1ZFMZOMJ8 👆☹ بهای به خوبی حالتهای انسانها را در ارمان خواهی بیان نموده ارمان خواهی بر روی زمین معنی دارد با ایده الیسم متفاوت است ارمان خواهی گفتار ورفتار نیک است واین به معنی خدایجویی است به بند بند شعر باید عمیق شد بسار عرفانه وانسان گرا وانسان دوست است فراتر از عقل است عاقل میدهد ومیگیرد عارف وارمان گرا می دهد وبه دنبال گرفتن نیست در یک کلام حافظ ومولانا وبزرگان علم ارمان گرا وانسان دوست بوده اند 👆☹ چه روحی در این ابیات نهفته است؛ آدمی را از درون تکان می دهد. (همزمان با مشاهده نمای پایانی سریال شیخ بهایی) موفق باشید و رحمت الله علیه 👆☹ به نظرم عکس و عکاسی با تکنولوژی جدید است اما دیدن عکس در آب و در سطوح صیقلی و شفاف همیشه بوده است و جدید نیست بنابراین احتمال اینکه شاعر از کلمه عکس استفاده کرده باشد کم نیست. در ضمن خواستم بگم من یکی از دوستداران این شعر هستم . به نظر من این شعر هم در معنی و محتوا و هم در وزن و قافیه و هم در صنعت شعری سرآمد است 👆☹ قرن: ۹ وفات: (ح ۸۵۰ ق) شاعر. در بخارا متولد شد. وى شاگرد و معاشر خواجه عصمت بخارایى بود و چون مدتى در هرات زیست برخى او را هراتى دانسته‌اند. خیالى معار با الغ‌بیگ بود و در بخارا درگذشت. او مردى مستعد و خوش طبع بود و دیوان اشعارش در ماوراءالنهر و بدخشان و خراسان و ترکستان شهرتى عجیب داشت. از وى «دیوان» شعرى به جاى مانده است. شهرت خیالى بیشتر از رهگذر غزل معروف وى با مطلع زیر است که شیخ بهایى آن را در مخمسى تضمین کرده است. اى تیر غمت را دل عشاق نشانه خلقى به تو مشغول و تو غایب ز میانه 👆☹ 👆☹ https://www.youtube.com/watch?v=9Fw8Zx2nMJ8 👆☹ زبان در سپاس از شما قاصر است. 👆☹ 👆☹ شاید “یعنی همه جا نقش رخ یار توان دید” درست باشد. [چون به نظر ایشان] کلمه عکس و عکاسی… جدید است. نخست لازم است یادآوری کنم که «کلمه» عکس و عکاسی جدید نیست و آنچه منظور شماست «اصطلاح» عکس و عکاسی است که در زمان قاجار به عنوان مترادف Photo و Photography رایج شد. دیگر اینکه اصطلاح «عکاسی» -به معنای عمل ثبت تصویر هر چیزی توسط دوربین عکاسی- را میتواند یک اصطلاح تازه‌وارد به زبان فارسی دانست اما اصطلاح «عکس» از گذشته‌های دور هم به معنای تصویر بازتابیده شده هر چیزی و هم به معنای تصویر چهره رایج بوده کما اینکه در اشعار بسیاری از شاعران مختلف میتوان آن را دید. به عنوان مثال: سلمان‌ساوجی: در ازل عکس می لعل تو در جام افتاد عاشق سوخته دل در طمع خام افتاد کمال‌الدین‌اسماعیل: زلعلت عکس در جام می افتاد نشاط عالمش اندر پی افتاد حافظ: ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما عکس روی تو چو در آینه جام افتاد عارف از خنده می در طمع خام افتاد به ویژه بیت زیر روشن میسازد که کلمه نقش و عکس کاربردی دیگرگونه دارند و نمیتوان به جای کلمه‌های «عکس» که در شعر گذشته ایران آمده کلمه نقش را جایگزین کرد: اینهمه عکس می و نقش مخالف که نمود یک فروغ رخ ساقی ست که در جام افتاد http://www.naria2.blogfa.com/post/216/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D9%83%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D8%B9%D9%83%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8- 👆☹ چرا پروانه در آتش میرود؟ 👆☹ عاشق با مشاهده و ادراک زیبایی چنان مست و شوریده می شود که می خواهد در آن محو و ذوب شود و از دست خودش خلاص شود و سراپا او شود. مانند اینکه اگر شما خرگوش باشید و خوراک شیر شوید بخشی از وجود شیر خواهید شد. دیگر خرگوش نیستید بلکه شیر هستید. اگر پروانه در آتش رود دیگر پروانه نیست. آتش است. آتش نشانان حادثه پلاسکو آن دم که خود را به آتش سپردند عاشق و مست و شوریده بودند. ضمن این که کسی که در راه زنده نگاه داشتن راستی زیبایی نیکویی جان می سپرد نمی میرد بلکه بخشی از آن راستی و زیبایی و نیکویی ازلی می شود. تو گویی آن راستی و زیبایی و نیکویی او را بلعیده است. 👆☹ نخستین واژه ای که به ذهنم رسید واژه فراموش شدگان بود. همانطور که ظاهرا با مدیر آسایشگاه گفتگو می کردم داشتم خیالبافی می کردم که ای کاش آن قدر شجاع و روراست بودم که به مدیر پیشنهاد می دادم این نامهای الکی مثل فرهیختگان و فرزانگان را دور بیندازید و نام آسایشگاه را به فراموش شدگان بر گردانید! نگاه های بهت زده و منگ، دهان های باز که یکی دو دندان آن هم خراب در آن ها خودنمایی می کرد و تکرار بی وقفه درخواست های بی معنی از هر رهگذری… ظاهرا در بهترین حالت مرگ طبیعی پایان کار همه ماست بدون استثناء. چه فرقی دارد بعد از چند سال رخ دهد. چهل، پنجاه یا هشتاد؟؟ ولی هر کسی برای چیزی می میرد، و این راستی تنها تفاوتی است که تفاوت ایجاد می کند. ما برای چه داریم می میریم؟ 👆☹ شیر پروانه را توان گفتن… 👆☹ سودابه مهیجی نوشته: 👆☹ 👆☹ گاهی خیال از خیال میگذرد و میگذرد از روح و روان من بارها و بارها در سحرگاه این کلان اسحار را هم خوانده و هم شنیده ام سیر نداری چون خود گویی مسیر است و میسر جان دهد بیجان را آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما عزیزان جان 👆☹ 👆☹ خانه | بازبینی OCR | بیت تصادفی | نمایهٔ موسیقی | تازه‌ها | حاشیه‌ها | کدها | رومیزی | ساغر | کتابخانه | آمار | معرفی | منابع | کمک | تماس

۱۵ عضو هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام/ توضیحات کدخدایی درباره منشاء فشارهای سیاسی به شورای نگهبان/ شکست توطئه غرب علیه ایران در ماجرای میکونوس
Posted on Thursday January 01, 1970

خبرگزاری میزان-22 دقيقه پيش

اروپا به دنبال استقلال نظامی از آمریکا
Posted on Thursday January 01, 1970

نامه نیوز-27 دقيقه پيش

بدنبال وضع قانون برای مبارزه با پولشویی هستیم/ عادت داریم بعد از تخلف، پرونده نصف وانتی به قوه قضاییه بفرستیم/ نهایتاً 5 درصد تخلف در حوزه‌های اقتصادی و میان مسئولین داریم
Posted on Thursday January 01, 1970

خبرگزاری برنا-44 دقيقه پيش

رژیم صهیونیستی آمادگی مقاومت تا حد زمین‌گیر کردن‌شان را فهمید و درخواست آتش بس داد/ هدف اسرائیل پیروزی در نبرد رسانه ای بود
Posted on Thursday January 01, 1970

خبرگزاری دانشجو-52 دقيقه پيش

نهادهای انقلابی از اول هم مالیاتی نمی‌دادند/ شرکت‌های تابعه این نهادها باید مالیات بپردازند
Posted on Thursday January 01, 1970

خبرگزاری برنا-53 دقيقه پيش

دردسرهای “شفر ” پایانی ندارد ؛ برنامه‌ مدنظر شفر اجرا نشد !
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس فوتبال-2 دقيقه پيش

جنجال عجیب و باورنکردنی ! فحاشی و استفاده از الفاظ زشت یکی از نزدیکان کی روش
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس فوتبال-4 دقيقه پيش

ستاره سابق استقلال حسابی برای پرسپولیس کری خواند و دو ستاره آبی ها را به رخ آنها کشید
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس فوتبال-7 دقيقه پيش

فاش شد ! بند عجیبی در قرارداد “شفر” که علت اصلی مخالفت او با باشگاه است
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس فوتبال-8 دقيقه پيش

مشتری های جدید ​گادوین منشا را بشناسید ؛ درخشش منشا در آسیا کار دست پرسپولیس داد!
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس فوتبال-12 دقيقه پيش

فناوری VAR در راه لیگ جزیره
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس نیوز-14 دقيقه پيش

ستاره پیشین استقلال راهکار خروج شفر از شرایط فعلی را مشخص کرد
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس فوتبال-15 دقيقه پيش

مهدی قائدی آرزویش در فوتبال را لو داد
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس فوتبال-16 دقيقه پيش

درخشش ترسناک دو ستاره استقلال و پرسپولیس پیش از جام ملت ها…
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس فوتبال-17 دقيقه پيش

حرکت عجیب رامین رضاییان بازهم سوژه شد ؛ عجیب مثل یاغی پرسپولیسی ها
Posted on Thursday January 01, 1970

پارس فوتبال-22 دقيقه پيش

پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

تصویر ثابت

هدایت به بالای صفحه